بعد از تختهنرد، یکی از بازیهایی که تقریبا در DNA ما ایرانیهاست، حکم است و شاید یکی دو بازی مشابهش؛ چیزهایی مثل شلم. البته این بازیها هیچکدام اصالت ایرانی ندارند و تقریبا همهشان با کارتهای استاندارد بازی میشوند؛ کارتهایی که اصولا از چین شروع شدهاند، از مسیر کشورهای اسلامی (بیشتر مصر) به اروپا رفتهاند و از آنجا احتمالا از طریق فرانسه وارد ایران شدهاند. (حدس میزنم فرانسه، چون فرانسه در دورهی قاجار هدف خیلی از ایرانیها بوده و خیلی چیزها از آنجا وارد ایران شده.) در دنیا این بازیها را به اسم Trick Taking میشناسند، و قانونشان تقریبا همهجا یکجور است: یک نفر یک دست (که به آن یک Trick میگویند) را شروع میکند (به این شروعکردن میگویند lead) و بقیه باید با قاعدهای ادامه بدهند. اکثرشان Must Follow هستند (مثل حکم)، یعنی باید همان خال (suit) را بازی کنند، و معمولا یک حکم (trump، دقیقا همین جناب ترامپ) هم دارند که میتواند قانون را بشکند.
خلاصه اینکه جاهایی تفاوتهایی هست؛ مثلا بعضیشان Must Not Follow هستند، یعنی اگر یکی دل بازی کند، بقیه باید خال دیگری بازی کنند.
چند سال اخیر، به قول بعضیها، یک رنسانس بازیهای Trick Taking اتفاق افتاده و کلی بازی با این مکانیزم آمده که خیلی هم محبوب شدهاند. هر کدام یک پیچ به داستان دادهاند که متفاوتشان کرده؛ اصلش همان تریکتیکینگ معمولی است، ولی با یک تغییر تبدیل شده به یک بازی متفاوت و جذاب.
اینجا میخواهم یکی دو تا از آنها را معرفی کنم. اینها هیچ ترتیبی ندارند و چند تایی هستند که در کالکشن خودم دارم و معمولا بازی میکنم. تهش هم نظر خودم را دربارهشان میگویم.
سری خدمه (The Crew)

– The Crew: Mission Deep Sea (۲۰۲۱) — نسخهی پایه – The Crew: The Quest for Planet Nine (۲۰۱۹) — نسخهی اول (همان که جایزه را برد) – The Crew: Journey to the Ends of the Earth (۲۰۲۶)
۲ تا ۵ نفر (بهترین ۳ تا ۴) | طراح: Thomas Sing | آرتیست: Marco Armbruster | ناشر: KOSMOS / Thames & Kosmos | ۳۲ ماموریت | BGG | روی Board Game Arena هم قابل بازی است
این بازی همان حکم معمولی است، ولی یک تفاوت مهم دارد: مقابل هم بازی نمیکنیم. همه با هم دوستیم؛ اما مهمترین بخشش این است که نباید با هم حرف بزنیم. یعنی حرفزدن تقلب حساب میشود، اشاره و هر چیز دیگری هم ممنوع است.
یک نفر یکی از چهار رنگ را بازی میکند (کارتهایش از یک تا ۹ هستند، بهعلاوهی چهار حکم از یک تا چهار؛ در نسخهی اول همه مربوط به فضا بودند و حکم کارت موشک بود، در نسخهی دوم زیردریایی) و دقیقا مثل حکم باید بازی را ادامه داد. هر کس کارت بالاتر بزند دست را میبرد.
چه چیزی جالبش میکند؟ یک سری ماموریت. دستهای کارت کوچک هست که روی هرکدام یک ماموریت نوشته شده؛ مثلا اینکه یک نفر باید با عدد یک (غیرحکم) دست بگیرد. چطور؟ همه باید طوری بازی کنند که یک خال کاملا از بازی خارج شود و بعد آن نفر با دست را بگیرد و یک را بازی کند و بقیه رد بدهند. ولی برگردیم به قانون اول: کسی اجازهی حرفزدن ندارد.
من دو نسخهی اولش را بازی کردهام و هر دو را به دوستم هدیه دادم. (نسخههای دیگری هم با تمهای مختلف در راه است، و بعد از اینکه در سال ۲۰۲۰ جایزهی اشپیل خبره -یکجورهایی مثل اسکار بازیهای رومیزی که در آلمان داده میشود- را برد، انتظار میرفت کلی نسخه از آن بیاید.) نسخهی دوم بهطور مشخصی از اولی بهتر است و به نظر من اصلا نباید سراغ نسخهی اول رفت.
بازی بسیار سخت و چالشی میشود، و نسخهی دوم را خیلی راحت میشود درآورد، پهن کرد، به تعدادی که فکر میکنید چقدر خفن هستید ماموریت از دک کشید و بازی کرد.
با هر کسی که حکم دوست داشته بازیاش کردهام و لذت بردهام. ولی یک مشکل بزرگ دارد: اینکه نباید حرف بزنی، و این برای کسی که زیاد حکم بازی کرده خیلی سخت است؛ اما اگر حرف بزنی هم کل مزهی بازی از بین میرود.
Tax the Rich

۳ تا ۶ نفر (بهترین ۴ تا ۶) | طراحها: Kristian Amundsen Østby و Kjetil Svendsen | آرتیست: Serena Schiani | ناشر: Pegasus Spiele / Devir / Alion (۲۰۲۵) | BGG
این بازی یکی از بازیهای بامزه است که بیشتر از اینکه حکم باشد، روی ایدهی فانبودنش تمرکز کرده. مثل شلم بازی میشود: تعدادی دست میخوانی و میگویی مثلا من با حکم سبز میتوانم سه دست بگیرم، بعدی میگوید من با حکم آبی میتوانم ۴ دست بگیرم، و در نهایت هر کس بیشتر بگوید حاکم میشود. یک خال دیگر هم میگوید و هر کس آن خال دستش باشد همتیمیاش میشود، و بعد مقابل بقیه حکم معمولی بازی میکنند. باید همان تعداد دستی را که گفتهاند بگیرند (یا بیشتر)؛ اگر بگیرند بر اساس جدولی امتیاز میگیرند و اگر نتوانند، بقیه امتیاز میگیرند. تهش هم دو نفر با امتیاز بالاتر میبرند.
منتها جذابیت این بازی به روندش است. یک سری از کارتها کارگرند (مثلا کارت یک آدم فقیر بیپول، کارت ده آدم پولدار) و یک سریشان زن هستند، مثلا قاضی و زن خانهدار.
اگر بتوانی دستت را از همهی کارتها خالی کنی، به جز کارتهای کارگر (شمارههای پایینتر)، میتوانی دستت را رو کنی و انقلاب کارگری راه بیندازی. این یعنی حالا کارتهای کمتر برنده میشوند؛ یعنی یک، سر میشود به ده.
اگر یک نفر بتواند دستش را از همهی کارتهای مرد خالی کند، میتواند انقلاب فمینیستی کند و عدد همهی کارتهای زن ده تا بیشتر میشود. البته در هر دست فقط یک انقلاب اتفاق میافتد.
خلاصه این بازی بهطرز جالبی تم را وارد بازی کرده؛ تهش همه سعی میکنند انقلاب کنند و گاهی حتی یک دست خیلی خوب را فدا میکنند تا انقلاب شود.
این یکی را بیشتر از خدمه دوست دارم و تیمیبودنش هم جالب است (حکم اصولا بازی تیمی است و خب نسخهی ۴ نفرهاش خیلی جذابتر از واریانت دو نفره است)، ولی در نهایت خیلی زود تکراری میشود.
Cat in the Box

۳ تا ۵ نفر (نسخهی Deluxe؛ نسخهی اصلی ۳ تا ۴) | طراح: Muneyuki Yokouchi | آرتیست: Osamu Inoue | ناشر: اصل ژاپن ۲۰۲۰، نسخهی Deluxe از Bézier Games / Hobby Japan (۲۰۲۲) | BGG | روی Board Game Arena هم قابل بازی است
اما این یکی را در این سه تا بیشتر از بقیه دوست دارم. بازیای است که از ژاپن آمده (من معتقدم بهترین بازیهای تریکتیکینگ دههی گذشته در ژاپن معرفی شدهاند) و داستانش گربهی شرودینگر است.
کارتها همه یک رنگ دارند: سیاه. از یک تا نه (و نسخهی جدیدش تا ۱۰)، و از هر کارت پنج تا هست (نه چهار تا). چهار رنگ وجود دارد و وقتی یک کارت بازی میکنی تازه رنگش مشخص میشود (تا در جعبه را باز نکنی نمیدانی گربه مرده است یا زنده! اینجا هم رنگ کارت مشخص نیست). یعنی خودت میگویی این کارت سه که بازی کردم، سهی آبی است. (قرمز در این بازی همیشه حکم است.) پس رنگ کارت وقتی مشخص میشود که بازیاش میکنی. خب یعنی باید همهاش یادمان باشد؟
نه. یک برد وجود دارد که وقتی میگویی من سهی زرد بازی میکنم، یک مهره روی خانهی ۳ زرد میگذاری و از آن لحظه هیچکس دیگر نمیتواند سهی زرد را بازی کند. خب چه چیزی جلوی این را میگیرد که یکدفعه نگویم زرد ندارم و با یک کارت حکم دست را ببرم؟ هیچی.
نکته اینجاست که جلویت یک کارت هست که رویش چهار رنگ کشیده شده (و وسطش هم چند عدد است که قبل هر دست میخوانی چند دست میتوانی بگیری). اگر بگویی زرد ندارم، مهرهی روی زرد را برمیداری و دیگر نمیتوانی در این دست زرد بازی کنی.
گفتم که کارتها یکی بیشتر از رنگها هستند؟ اتفاقی که میافتد این است که یکدفعه متوجه میشوی یک سری کارت در دستت داری که نمیتوانی بازیشان کنی؛ آنجاست که پارادوکس میشوی.
اول هر دست یک عدد میخوانی و میگویی اینقدر دست میگیرم (و صفر ندارد)، و اگر همانقدر دست گرفته باشی و پارادوکس نشوی، بر مبنای مهرههایی که روی برد چیدهای و هر چه کنار هم باشند امتیاز میگیری. اگر پارادوکس شوی، هر چند دست که گرفته باشی امتیازت منفی میشود.
بازی به نظر من خیلی جذاب است و شاید تریکتیکینگ شمارهی یک من باشد. خیلی بازیاش کردهام و روی Board Game Arena هم هست، ولی یک مشکل بزرگ دارد: امتیازگیریاش.
بین سه تا پنج نفر میشود بازیاش کرد و هر بازیکن یک دست را شروع میکند (سهنفره سه دست بازی میشود و پنجنفره پنج دست). هر دستش بهخودیخود فان و جذاب است، ولی وقتی برای امتیازگیری میروی و یک دست پارادوکس میشوی دیگر تمام است؛ خیلی سخت میشود برگشت و بازی را برد، مگر اینکه همه از یک طرف پارادوکس شوند. از یک طرف، اینکه چه کسی دستهای آخر را میبرد مهم است؛ ممکن است همه دست آخر پارادوکس شوند ولی چون نوبت تو زودتر رسیده -چون نفر قبل دست قبلی را برده- تو پارادوکس میشوی. یعنی نباید خیلی جدیاش بگیری.
یک نسخهی خیلی بزرگ هم از آن زدهاند (اسمش Colossal Cat in the Box است) (واقعا چرا؟ نمیدانم) و در آن نسخه دو مینیاکسپنشن اضافه کردهاند، یکی به اسم Doppler Effect و یکی هم String Theory. کمک میکنند کمتر پارادوکس شوی (در این بازی خیلی پارادوکس اتفاق میافتد؛ به نظر من جذاب است ولی خیلیها اینهمه پارادوکس را دوست ندارند). ولی خب برای نسخهای که من دارم نیستند، و من صد سال هم چنین جعبهی بزرگی را برای چنین بازیای نمیگیرم (هم قیمتش خیلی بود و هم جا ندارم). خلاصه، به جز امتیازگیریاش همهچیزش عالی است.
اگر بخواهید فقط از یکی شروع کنید، انتخاب اول من Cat in the Box است.
بازهم هست، و شاید یک روز ادامه دادم و بیشتر نوشتم، ولی فعلا همین کافی است :)